خرید بک لینک
دیشب با خواندن صفحات مربوط به تجزیه لهستان توسط روسیهی نو برآمده و پروس که بعدا تبدیل به آلمان شد و نیز اتریش که امپراتوریاش رو به افول میرفت، 672 رویه کتاب «بخش اول جلد دهم تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت» را در 51 روز به پایان بردم که عنوانش در هر دو کتاب (بخش اول و دوم) هست «روسو و انقلاب».وقایع هنوز به انقلاب فرانسه نرسیدهاند و شرح زندگی و هنر در اروپای پیشاانقلابی از سیاست و شاهان و نجبا و ملاکان و سرفها و فرماندهان و سربازان گرفته تا هنرمندان و موسیقیدانان و فلاسفه و مجسمه سازان و دکانداران و میخانهداران و زنان و مردان، همچنین از منتهی الیه شرق اروپا یعنی ترکیه و روسیه تا غربیترین ایالات و کشورها و خاندانها را در بر می گیرد. روسو خود بخش مهمی از کتاب را به تفصیل دریافت کرده و از این دریچه میبینیم که نبوغ همیشه شادکام و بختیار نبوده و بخصوص از نظر کیفیت همسر روی دست سقراط میزند و با فاصله از او پیشی میگیرد؛ مختصر آنکه این فیلسوف عصرپرداز (توجه به عنوان این جلد از تاریخ تمدن کنید) زنی خدمتکار در پایینترین درجه از موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فهم و ادراک را به همسری میگیرد که (فلسفه که بماند) نه تنها خواندن و نوشتن و آداب معاشرت و حداقلهای رایج را نمیشناسد بلکه حتی دو عدد ساده یا دو سکه رایج را هم نمیتواند با هم جمع ببندد (با این حال همسرش بیآزار و از آن مهمتر نسبتا وفادار به او بود و دست کم مثل «زانتیپی» تشت آب و صابون روی سر شوهرش نمیریخت). ولتر که کل جلد نهم به او اختصاص داشت (عصر ولتر) اینجا هم بیاجازه و به مثابه روباه پیر (تشبیه خود کتاب است) مدام به صفحات جلد دهم میپرد و جمله قصاری، آگهی بازرگانیئی، اظهار نظری و رهنمودی ارائه میدهد. از نبوغ سرشار موتس

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: دوشنبه 16 بهمن 1402 ساعت: 19:26

یکی از مضحکترین پسوندهایی انشایی کشور، که تقلید کاریکاتورگونهای از کشورهای توسعه یافته است، آوردن کلمه «خود»، بعد از «پزشک» در این قبیل عبارتهای داروییست:در صورت احتمال بروز هرگونه عوارض، قبلا با پزشک خود مشورت نمایید!در کشوری که من زندگی میکنم و در این دهههای خدایگانی پزشکان، حتی همین امروزها، با چه بدبختی باید نوبت دکتر بگیریم، 3 تا 7 ساعت زمان بگذاریم (من به خاطر بستگانم هر سال یکی دوبار مجبورم این کار را بکنم) تا اینکه ایشان به مدت سه چهار دقیقه بیمارمان را ببیند و نسخهای کمدوام که ضامن مراجعه مجدد ماست بدهد و کلی هم اقدامات چیچیلوژی و چیچیگرافی عمدتا نالازم انجام دهیم و معمولا نخوت محقرانه ایشان و خردهافادهی منشی مستطابشان و سایر فامیل وابسته را تحمل کنیم و آخر سر هم به مدد تشخیص یا تلقین یا کارکرد خودبهسازی طبیعی بدن خوب شویم. پس ما پزشک شخصیمان کجا بود که پیدایش کنیم و برویم قبلا (و آنهم قبلا) درباره عوارض فلان دارو یا گیاه با او مشورت کنیم و او هم از سر صدق و سوگند بقراطی و وظیفهی شغلی بنشیند و درباره دارویی که هنوز نخوردهایم و علائمی که هنوز نداریم به ما مشورت بدهد و بگوید بخور یا نخور. بر این باورم که در دهههای تجربتی من، پزشکان و دو گروه دیگر نزدیک به آنان در امتحان تاریخی ایران نمره قبولی نگرفتهاند. درست است که الان گروه گروه در حال مهاجرت هستند و کشور در نبودشان دچار معضل شدید خواهد شد، که این مایه تاسف است، اما این امر ربطی به رویکردی که در این چند دهه در برابر مردم بیدفاع و در سایه مدیران ناکاردان و پشتگرمی قوانین معیوب اتخاذ کردند ندارد و وقتی بالاخره هوش مصنوعی دیر یا زود آنها را از سریر سلطنت پایین بیاورد، این حافظه تاریخی به جای میمان

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 19:09

صفحه بندی